دربارۀ آزیتا لُعابی
سلام، من آزیتا هستم
سفالگری برای من فقط ساختن یک شیء نیست؛ لمس خاک، شکل دادن به آن و تماشای تبدیل شدنش به یک اثر زنده، بخشی از زندگی من است.
زمانی که عطر خاکِ نمخورده ، در دستانم میپیچد، انگار شوق تازهای برای نفس کشیدن پیدا میکنم. زمانی که مشغول ساختن هستم، ساعتها بیآنکه متوجه گذر زمان شوم سپری میشوند. در لحظههای خلق کردن غرق میشوم و آن ساعتها دیگر جزئی از عمرِ مصرفشده نیستند؛ بخشی از زندگیاند که واقعاً زیسته شدهاند.
شروع این مسیر، مثل هر مسیر دیگری، آسان نبود. بارها پیش آمد که کاری را با دقت و حوصله ساختم اما ترک خورد یا در دل کوره آنگونه که انتظار داشتم دوام نیاورد. هنوز هم گاهی این اتفاقها رخ میدهند. یادم نمیرود اولین کوزهای را که ساختم و ترک خورد؛ آن روز انگار صدای شکستنِ قلبم را شنیدم. اما سفالگری به من صبوری آموخت؛ اینکه گاهی باید از نو ساخت و دوباره آغاز کرد.
در این مسیر، همیشه قدردان استادم هستم که به من یادآوری کرد بسیاری از چیزها ممکن است از دست بروند، اما مهمترین سرمایه، همین دستانی هستند که توانایی ساختن دارند.
این راه در ابتدا بدون ابزارهای حرفهای آغاز شد. با این حال، هنوز هم با کامل شدن هر قطعه، همان شوق روزهای اول را تجربه میکنم. هر ابزار تازه به من کمک میکند تا گل زیر دستانم مثل من فکر کند تا بهتر شکل بگیرد، احساس پیدا کند و به چیزی تبدیل شود که در ذهن و قلبم تصور کردهام. اما در نهایت، مهمترین ابزار من همیشه عشق و علاقه بوده است.
همین علاقه باعث شد ادامه بدهم، تجربه کنم، اشتباه کنم و هر بار بهتر از قبل بسازم.
امروز «آزیتا لُعابی» جایی است که هنر، اصالت و کارایی در کنار هم قرار گرفتهاند. محصولاتی که میسازم، از ظروف کاربردی تا آثار دکوراتیو و حجمهای خاص، همگی با دقت، زمان و توجه به جزئیات خلق میشوند.
و این مسیر همچنان ادامه دارد؛ زیرا باور دارم هر یک از ما اثری هنری و ناتمام هستیم که در مسیر کامل شدن شکل میگیریم.
باور دارم هر دستسازه، داستان و روح خودش را دارد؛ و خوشحالم که این روزها بخشی از وجود من، در قالب این آثار، مهمان فضای دلنشین شماست.